جستجو

Jan 27, 2013

رودخانۀ كارون اهواز، پيش وپس ازانقلاب
رود کارون طولانيترين رودخانه ایران است كه قبلأيكی از پرآب ترين رودخانه های ايران بود. این رود با طول ۹۵۰ کیلومتر طولانی‌ترین رودیست که در داخل ایران قرار دارد و همچنین بخشی از آن قابل کشتیرانی است. آب آشامیدنی کلان‌شهر اهواز از رودخانه کارون تامین می‌شد.
در حاشیه این رود تمدن‌های بزرگی از ایران شکل گرفته‌است. سرچشمه شاخه‌های اصلی کارون (ارمند و بازفت) و چشمه دیمه، زردکوه بختیاری در استان چهار محال و بختیاری است ولی شاخه‌های فرعی آن از کوه‌های مختلف سرچشمه می‌گیرند مانند خرسان از دنا در استان کهگیلویه و بویراحمد و دز از ارتفاعات لرستان. این رود، پس از عبور از مناطق کوهستانی و پر پیچ و خم، در منطقه‌ای به نام گتوند وارد دشت خوزستان می‌شود. رود کارون در شمال شوشتر به دو شاخه تقسیم می‌شود که در جنوب شوشتر به یکدیگر متصل می‌شوند. مهم‌ترین شاخهٔ فرعی کارون، رود دز است که در شمال اهواز به کارون ملحق می‌شود. رود کارون در مرز ایران و عراق، به اروندرود پیوسته و روانه خلیج فارس می‌شود.


به شهري رفتم كه كارون را در آغوشش كشيده‌است: اهواز. از عكس‌هاي چشم‌نواز كارون كه در كتاب‌ها ديده بودم، اثري نيافتم. از خيلي چيزهاي ديگرهم نشاني نديدم.
كارون ديگر كارون سابق نيست. نه از ماهي‌ها خبري هست و نه از پرندگان و نه از خروش آبش. حتا ديگر مردمانش هم بادي در سينه‌شان نمي‌اندازند تا بگويند: ما بچۀ كارون هستيم.
اما كارون همچنان خبرساز مانده‌است. خبرهايي كه جنس‌شان از نوعي ديگر است: "انحراف آب كارون يك جنايت تاريخي‌‌ست"، "لايروبي كارون ضروري است"، "فاضلاب شهري همچنان بيشترين آلايندۀ كارون است".
اما كارون همچنان خبرساز مانده‌است. خبرهايي كه جنس‌شان از نوعي ديگر است: "انحراف آب كارون يك جنايت تاريخي‌‌ست"، "لايروبي كارون ضروري است"، "فاضلاب شهري همچنان بيشترين آلايندۀ كارون است"...
اين‌كه چه بر كارون گذشته‌است كه او را به اغما فرو برده‌، پرسشي بود كه به دنبال پاسخش بودم. حمادي، عضو شوراي اسلامي شهر اهواز، از بي‌انصافي‌ها و اجحافي كه در حق كارون كرده‌اند، سخن مي‌گويد: "آب كارون را با هزينه‌هاي هنگفت به استان‌هاي يزد واصفهان انتقال دادند و امروز كه تنها قطره‌اي را كه از كارون باقي مانده‌است، به عنوان نفس‌هاي آخر مي‌خواهند به قم ببرند و از كارون يك سراب و توهم براي مردمش باقي بگذارند." ...

 
حال وروز تالابهای اطراف رودخانه  هم دراین فیلم  دیدنیست!

سپاس شاهزاده رضاپهلوی ازهمیاری ایراندوستان و رفع نگرانیها


در آغاز باپوزش از خوانندگان گرامی و پاسداشت همه ی روشهای اندیشمندانه٬گمان نمیرود که هزینه کردن برای میهن٬ نیازی به سپاسگزاری داشته باشد٬ ضمن اینکه پیشاپیش اینگونه همیاریها را مردم مهربان وبا عاطفه امان در خارج و داخل کشوراز سالها پیش توسط یاری رسانی به رسانه های گوناگون بویژه کانال یک لس آنجلس وآقای شهرام همایون در بُعد سیاسی و میهن دوستی از طرق گوناگون انجام داده اندکه این موردنبایستی ازنظرها دور بماند.  

ولی این مورد را بپذ یریم که بیشتر ماها ملت ِ*بریم ببینیم چه خبره*و همیشه*مخالف زاده* هستیم و اهل داوریهایی که کار متخصصین دادگاههاست. بیشترمون نه اهل مطالعه ایم؛ ولی شایدبا مدارک دانشگاهی آنچنانی و نه اونقدر بافرهنگ و بزرگوار که اگرگناهکاری  رامی بینیم اونوببخشیم؛ ولی فراموشش نکنیم! می توانیم داوری کردن گناهکاریاگناهکاران را در فردای آزاد ایران به دادگاههای صالحه محوّل نماییم.  

شاید فراموشمان شده که مدارج تحصیلی عالی شعوراجتماعی را برایمان به ارمغان نمی آورد! 

ازآنموقعیکه شاپور دوم ساسانی در حدود ۱۵۰۰ سال پیش همراه هراستاندارایالتی یک موبد زردشتی فرستاد٬ دین و حکومتمان توأمان گردید و همه اجدادمون بازیچه سیاستها و اسیردکانداران دینی شدند و زندگی زمینی ما روال طبیعی خودش را ازآنموقع در آسمانها جویاشد و از واقعیّت دور شدیم و راه آرمانی و غیر زمینی را پیشه ی خود ساختیم.





درپی حمله ها و استعمارها ی مکرر دوران تاریخی و پیش آمدن رویدادهای گوناگون٬ درفطرتمون خصلتهای گُرگ گونه و غیرانسانی جایگزین گردیده که اصلاح این بذرذاتی منفی٬بس دشوارمی نماید و باید در آغاز انقلابی اخلاقی را بیاغازیم ا!ازدوره ی رنسانس هم که مانند غربیهاپندنگرفته یم !  ودرنهایت تا کنون که  فکرمی کنیم که دوران قاجاردموکرات بود وپهلویهادیکتاتوربوده اند و الی آخر....

حالا هم که یک رهبر آلترناتیوقدرتمند و اندیشمند و فرهیخته به پشتیبانی ایراندوستان پا در میدان مبارزه جمعی و اندیشه ی گروهی گذاشته و راه روشنش را در منشورشورای ملی (که براساس اندیشه جمعی و گروهی؛ آنهم جوان!)  مشخّص نموده و راه اصولیی را برای نجات ایران از دست نظامی اشغالگرو اقتدارگرای چپاولگر٬ در حال پیمودن است؛ هنوز هم برخی از ایرانیان گرامی٬ ناآگاهانه یا از روی بغض و تنگ نظری چنین پرسشهایی می نمایند که به عنوان نمونه :
من از دوستان طرفدار آقای رضا پهلوی مکررا" خواسته ام که مسیری رو که این شورا برای رسیدن به دموکراسی ترسیم کرده رو برای ما مشخص کنند. (قائدین این شورا باید نقشه ی راهی برای فتح مرحله به مرحله ی خانه های استبداد و نهایتآ استقرار کامل دموکراسی رو داشته باشه). این مراحل کدامند؟
دوستان گرامی اگر راضی و خرسند ازپاسخ های شنیداری نمی شوید! ...لطفآبه خود زحمت داده به سایت فراخوان ملی مراجعه نموده جواب بیشترین پرسشهایتان را دریافت خواهید کرد.
همانگونه که بسیاری از هم میهنان ایراندوست با رابطه های انسانی گسترده تر وحرکتی سالمتر وباکاردانی بیشتربه مرور این منشور شورا پرداخته اندو پس از تنویرافکارشان و پذیرش مواردیادشده در همیاری در این راه همّت می گمارند٬

قرار نیست که از ابتدا همه ی موارد شُسته و رُفته در قالبهای کلاسیک ویاراه میان بُر زدن برای گذاربه دموکراسی ارائه گردد؛ بلکه خود علمی است که ابتدا باهمیاری مالی مردمی٬ کمیته ی موقّت٬ مقدّمات مورد نیاز نقشه ی راه را فراهم می سازد.
نقشه شورا ملی ایران وظیفه کمیته موقت نیست! بلکه کمیته موقت هماهنگ کننده ی تنهاکارتدارکات برای تشکیل شورای ملی میباشد.
پس ازآنکه شورا تشکیل گردید و مجمع عمومی اعضا و نهادهای آن را از طریق رای گیری انتخاب نمودند٬ آنگاه نهادها هستند که نقشه راه را از براندازی تا کسب صندوق انتخابات آزاد را برای ما بایدترسیم نمایند که این مورد خود هزینه دادنهای گوناگونی را بهمراه خواهد داشت. بطور مثال کمیسیون جنبش های نافرمانی مدنی بی خشونت، اتاق فکرشوراو دیگر کمیسیون ها....!
در صورت امکان به سایت زیر مراجعه نموده و به اطلاعات بیشتری دسترسی یابید.
https://www.farakhanmeli.org/ 

به هرصورت این نگارنده بی مناسبت نمی بیند که از دو روز گذشته و همراهی وهمیاری ایرانیان پاک نهاد که سرود  همبستگی ، یکپارچگی و نغمه ی خوش اطمینان را آغازیدند٬ سپاسگزاری بیکران می نمایم.

شور و غوغایی که سالها فراموش شده بود و برای نخستین بار در خلال این دهه ها این امر را که به باور من وظیفه ای وجدانیست را تجربه نمودند.

 کُنشی شگفت برای ایجاد شورای ملی ، بارقه  و چشم اندازی روشن را در دل همه ی ایرانیان آزادیخواه بویژه در دل مردم ستمکشیده ی درون میهنمان ، پدیدارگردانید٬ پس از سالها تفرقه و دو رویی و سپردن راه تاریکی و پذیرش مدام ستم جمعی،! 

آرزو دارم که شورا هم با خرد جمعی و به دوراز هرگونه نفوذ چاپلوسان و متملّقین٬ همچنان مستحکم و استوار به پیشروی پیروزمندانه ی خود برای رسیدن و کسب صندوق رأی و انتخابات آزاد و گذار به دموکراسی ره پوید و پاسخگوی اطمینان و اعتماد هم میهنانمان  گرامیمان در سراسر جهان و به ویژه در ایران باشد.  

در پایان اگر قلم شیوایی برای ادای منظورم و نگارش پسندیده ندارم؛ این نگارنده از هم میهنان گرامی دوباره پوزش می خواهد. همواره سرافرازی ایران و سربلندی ایرانیان را در همه ی موارد اصول انسانی آرزومند بوده خواهان حفظ تمامیّت ارضی کنونی ایرانم.
سپاسگزارم
۹ بهمن ماه ۲۵۷۱ ایرانی
بهکام بختیاری
پاینده ایران




دیشب از شوق گریستم


تلویزیون اندیشه همراه با اتحادی بی سابقه با دیگر شبکه های پارسی زبان, پریشب کمک های مالی هم میهنان را به مناسبت بر پایی اولین نشست شورای ملی آغاز کرد که به مدت ۳ روز ادامه خواهد داشت. 
استقبال هم میهنان در رساندن کمکهای خود بسیار چشم گیر بود تا جایی که به سختی میشد با تلفنها تماس گرفت.خود من پس از مدتی موفق شدم تماس بگیرم و سهم کوچک خودم، وظیفه خودم در برابر میهنم و کمک خودم را تقدیم کنم. 
به این همه ایرانیانی که ثابت کردند بی تفاوت نیستند، افتخار میکنم. و همچنین از تمام کسانی که در این راه بدون چشم داشت زحمت میکشند قدر دانی میکنم.
دیگر شک ندارم آزادی نزدیک است.
هم میهن گرامی،شما اگر برنامه امشب تلویزون اندیشه را از دست دادید، هیچ نگران نباشید، فردا شنبه و پس فردا یکشنبه جمع آوری کمکهای مالی ادامه خواهد داشت.
ساعات پخش برنامه های زنده همیاری، از تلویزیون اندیشه و دیگر رسانه های مبارز و آزادی خواه: آدینه ۲۵ ژانویه ۲۰۱۳ ساعت ۱۲ نیمروز تا ۹ شب به وقت امریکای باختریشنبه ۲۶ ژانویه ۲۰۱۳ ساعت ۱۰ بامداد تا ۹ شب به وقت آمریکای باخترییکشنبه ساعت ۱پس از نیمروز تا ۷شب به وقت آمریکای باختریاختلاف ساعت با اروپای مرکزی، -۹ ساعت

یا اگر مایل بودید میتوانید همیاری خود را به نشانه های زیر مستقیم ارسال کنید.
مشخصات کامل در این لینک موجود میباشد https://www.farakhanmeli.org/donation
به اطلاع عزیزانی که در لوس آنجلس زندگی میکنند نیز میرسانم که روز یکشنبه ۲۷ ژانویه ساعت ۶ عصر در هتل هیلتون همایشی ترتیب داده شده. لطفا به عکس زیر مراجعه فرمایید.

لطفا اگر سوالی در رابطه با کمیته موقت و یا هر سوال دیگری در رابطه با شورای ملی و کمک های مالی دارید با دبیرخانه این کمیته تماس بگیرید. اینجانب هیچ نمایندگی از این کمیته ندارم و صرفا وظیفه اطلاع رسانی را انجام میدهم.
سایت رسمی فراخوان ملی برای تشکیل شورا ملی ایران:https://www.farakhanmeli.org/دبیرخانه : contact@farakhanmeli.org به امید آزادی میهنمان و عزیزان در بند. 
پاینده ایرانسوگل ایرمJanuary 25th 2013 


Sep 30, 2012

دهم مهر٬ مهرگان عامه فرخنده باد! فلسفه مهرگان و نام ۳۰ روزباستان


بنابر سنگ‌نوشته بیستون، داریوش بزرگ بر گئومات مغ در روز دهم ماه بگ‌یادیش (ماه هفتم، برابر با مهر) پیروز شده‌است. به گزارش هرودوت، از آن سال ایرانیان آن روز را به نام روز ««مگوفونی»» (مغ‌کشی) جشن می‌گرفتند. پژوهشگران با توجه به اشتباهات یونانیان از خوانش نامهای پارسی احتمال می‌دهند که این واژه ««بگو زتی»» باشد که در این صورت نه به مغ، که به بغ (مهر) پیوند دارد. در این روز ایرانیان به قربانی کردن برای بغ میترا می‌پرداختند و نه مغ‌کشی. احتمالا از دوره اشکانی و یا ساسانی جشن مهرگان به مهر روز از مهر ماه یا شانزدهمین روز ماه مهر منتقل می‌شود.
اما کاربرد این زمان در میان اقوام گوناگونی که از تقویم‌های محلی نیز بهره می‌برند، متفاوت است. برای نمونه زمان این جشن در گاهشماری طبری و نیز در گاهشماری سنتی یزدگردی، فعلاً برابر با حدود نیمهٔ بهمن‌ماه و در گاهشماری دیلمی برابر با سی‌ام بهمن‌ماه است.
زرتشتیان جشن مهرگان را همه ساله در اواخر ماه بهمن و یا در حدود دهم ماه مهر برگزار می‌کنند. موبد کورش نیکنام برگزاری جشن‌ها با استفاده از گاهشماری‌های سنتی با ماه‌های ۳۰ روزه را بی‌توجهی به دانش نجوم و دستاوردهای خیام و موجب ناهماهنگی در جشن‌ها دانسته و لزوم توجه به گاهشماری ملی و رسمی با ماه‌های ۳۱ روزه را یادآور شده‌است.


شاید پیروزی داریوش بزرگ بر گئومات مغ غاصب که به ادعای کتیبه بیستون، بر مردم ستم کرده و مال آنها را ستانده و نیایشگاه‌ها را ویران کرده بود، باعث شد تا بنا بر داستان کهن ضحاک و فریدون پیروزی نیکی بر بدی در این تاریخ روایت شده و زان پس مهرگان را روز پیروزی کاوه آهنگر و بر تخت نشستن فریدون شاه بدانند. دقیقی شاعر زرتشتی چنین می‌سراید:
مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو به پرورش بر مایونا

و اسدی توسی و فردوسی نیز در شعر خود داستان حماسی فریدون و ضحاک را در خور توصیف دانسته‌اند.
ابوریحان بیرونی در التفهیم می‌نویسد :

مهرگاه، شانزدهم روز است از مهر ماه و نامش مهر، اندرین روز، افریدون ظفر یافت بر بِیوَرسب جادو، انک معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند بازداشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جشنند، بر کردار آنچ از پس نوروز بود.... و در آثار الباقیه آورده‌است که:

سلمان فارسی می‌گوید: ما در عهد زرتشتی بودن می‌گفتیم: خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد. و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر جواهرهای دیگر. و بِیوَرسب هزار سال عمر کرد. این که ایرانیان به یکدیگر دعا می‌کنند که : " هزار سال بزی " از آن روز رسم شده‌است، چون دیدند که ضحاک توانست هزار سال عمر کند و این کار در حد امکان است، هزار سال زندگی را دعا و آرزو کردند.



ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی می‌گوید:
این روز مهرگان باشد و نام روز و ماه همراهند و چنین گویند که اندر این روز آفریدون بر بِیوَراسب که او را ضحاک گویند، پیروز شد و او را اسیر کرد و او را بست و به دماوند برد و در آنجا وی را زندانی کرد. مهرگان بزرگ و برخی از مغان چنین گویند که این پیروزی فریدون بر بِیوَراسب، رام روز بوده‌است و زرتشت که مغان او را به پیامبری دارند، ایشان را فرموده‌است، بزرگ داشتن این روز و روز نوروز را.

نوشته بالا سببی گردید که نگارنده پس از مقوله ی فلسفی مهرگان٬ نام سی روز باستان را در پایان برای یادآوری خوانندگان گرامی بنگارد.

گزارش خلف تبریزی دربارهٔ پیدایش مهرگان این چنین است:
... و در این روز ملایکه یاری و ممدکاری کاوه آهنگر کردند و فریدون در این روز بر تخت شاهی نشست و در این روز ضحاک را گرفته به کوه دماوند فرستاد که در بند کنند و مردمان به سبب این مقدمه جشنی عظیم کردند و عید نمودند و بعد از آن حکام را مهر و محبت به رعایا به هم رسید و چون مهرگان به معنی محبت پیوستن است بنابراین بدین نام موسوم گردید ...




نخستين جهان بينی زرتشت سفارش به برگزاری جشنهای ملیّ ايرانيان دربين هوادارانش بود. نظربه اينكه اشوزرتشت، خودايرانی بودوجشنهای متعدّد ملیّ وميهنی مردم خودرا چون: نوروز، مهرگان، سده وغيره... كه ازجشنهای افتخارآميز وتاريخی ايرانيان بود و برپايۀ گردش سال خورشيدی وبرابر بافصول چهارگانه ومنطبق باآب وهوای اين سرزمين بنيانگذاری شده بود وهمۀ ايرانيان نسبت به ادامه يافتن آن دلبستگی شديد داشتند وبه يادنياكان پرافتخارخود به برگزاری اين جشنها می پرداختند-اشوزرتشت آنها راابقا وبرگزاری آنها را، مانند گذشته، به بيروان خودسفارش فرمود. 
این جشن در روز مهر ایزد از مهر ماه است که در آن روز، ایرانیان به رهبری کاوهٔ آهنگر بر ضحاک ستمگر شوریده او رأ به زنجیر کشیدند و فریدون پسر آبتین را که از خانوادهٔ جمشید بود به تخت سلطنت نشاندند. مسعود سعد سلمان میگوید:
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان        مهر بفزاای نگارمهر! چهر مهربان
جشن مهرگان از جشنهای بزرگ ایرانیان باستان بوده و دارای فضیلت زیادی است. این جشن را در قدیم میتراکانا metrakana میگفتند. بعدها به مهرگان تبدیل شد ودر عربیمهرجان گردیده است.
 این جشن بزرگ شش روز طول میکشد، از مهر روز شروع و به رام روز ختم میگردد. روز آغاز را مهرگان عامه و روز انجام را مهرگان خاصه گویند. کته زیاس katesias یونانی طبیب اردشیر دوم مینویسد: پادشاهان ساسانی به هیچ وجه نباید مست شوند مگر در روز جشن مهرگان که لباس فاخر ارغوانیمیپوشند و در باده پیمایی میخارگان شرکت مینمایندمورخ  دیگر دوریس duris مینویسد: در این جشن پادشاهان میرقصند. به قول استرابون estrabon خشتره پاون(ساتراپ) ارمنستان در جشن مهرگان بیست هزار کره اسب به رسم ارمغان به دربار شاهنشاه هخامنشی میفرستاده. اردشیر بابکان و خسرو انو شیروان در این روز رخت نو به مردم می بخشیدند.

از علمای ایران و عرب اخبار زیادی در خصوص جشن مهرگان نقل کرده اند. از جمله نوشته شده است که در این جشن مؤبد مؤبدان خوانچه ای که در آن لیمو، شکر، نیلوفر، به، سیب، یک خوشه انگور سفید و هفت دانه مورت گذاشته شده بود، واج گویان( زمزمه کنان) نزد شاه می‌‌آوردهفت مورد و هفت چیز دیگر که در خوانچه می‌‌گذاشتند همان هفت سین بود که جزو تشریفات جشن نوروز به حساب می‌‌آمداز این جا معلوم میشود که هفت سین در جشن مهرگان هم نيز معمول بوده است
 
ابو ریحان بیرونیمی‌‌گوید: گویند مهر اسم خورشید است و در چنین روزی ظاهر شده و به این مناسیت این روز را به او منسوب کرده اند. پادشاهان در این جشن تاجی‌ به شکل خورشید که در آن دایرهای مانند چرخ نصب بود به سر میگذارند و گویند که این روز فریدون بر بِیوَ رْ اسب (نام اسب ضحاک به معنیهزار اسب) دست یافت. چون در چنین روزی فرشتگان از آسمان به یاری فریدون پائین می‌‌آیند، لذا در جشن مهرگان به یاد آن روز در سرای پادشاهان، مرد دلیری میگماشتند و بامدادان به آواز بلند ندا می‌ داد،ای فرشتگان! به سوی دنیا بشتابید و جهان را از گزند اهریمنان برهانید.
خاور شناس و دانشمند بلژیکی کومن( cumont )در کتاب نفیس خود به نام آئین میترا می‌‌گوید: بدون شک جشن مهرگان که کشورهای روم قدیم، روز ظهور خورشید تصور میشد و آن را سل ناتالیس این وکتی sol-natalis- invecti (یعنیروز ولادت خورشید مغلوب نشدنی‌) گفته اند، که به بیست و پنجم ماه دسامبر کشیده شده و عدهٔ زیادی از عیسوی یان پیش از عیسی به آیین مهر پرستیگرویدند و بعد از نفوذ دین عیسی در اروپا،روز ولادت مسیح قرار داده شد؛ چون عیسویان نمی‌‌خواستند این روز را جشن بگیرند به نام تولد عیسی جشن گرفتند. و در حقیقت کریسمس عیسویان بر پایهٔ مهر روز ایران باستان است.
ضمنا در فرهنگ ها، مهرگان بزرگ و مهرگان کوچک نام دو مقام در موسیقیاست. دکتر ذبیح الله صفا در مجلهٔ مهر، شمارهٔ ده، سال اوّل چنین میگوید: در روزهای مهرگان و نوروز، پارسایان مشک و عنبر و عود هندی به یک دیگر میدادند و طبقات مردم هر کدام به فرا خور توانایی و شغل خود برای پادشاه هدیه می‌‌آورند. رسومات جشن مهرگان مانند تسریفات روز اوّل نوروز است.

مهرگان همچون نوروز دارای اعتدال کیهانی است. اندازه شب و روز در مهر برابر می‌شود و شاید از همین رو این ماه را به نام مهر که ایزد داوری و عدالت و دادگستری است گذاشته‌اند. همچنین مهر برابر است با پایان فصل برداشت کشاورزی. از این رو زمان مناسبی برای جشن و شادی و استراحت کشاورزان که عمده مردمان دوران کهن بودند است. همچنین این حاکمان در این زمان خراج و مالیات را از مردم می‌ستاندند و از این رو برای دولتهای عرب و ترک و مغول که بر ایران چیره شده و با فرهنگ آنان بیگانه بودند هم مهرگان رسمیت داشت. برخی بر این باورند که در دوره‌هایی نوروز ایرانی، نوروز پاییزی بوده‌است و نوروز بهاری سپس بر آن غلبه یافته‌است.


ياد آوري اين جشن ها مي تواند تا حدودي معرفت به خود را سبب شود، به خصوص براي ملتي كه ريشه در ژرفای تاریخ باستان دارد. 


پبش ازآنکه به نام سی روز هرماه در گاهنامه پرداخته شود٬ ابتدا نام روزهای هفته را در زیر نگارش مینمایم.
نام روزهای هفته در ايران کهن دژ
نام روزهای هفته در ايران کهن دژ چنین بوده است:
شنبه: کیوان شیدیکشنبه: مهرشید دوشنبه: مه شید
بهرام شید = سه‌شنبه: بهرام شید
چهارشنبه: تیرشید
پنج‌شنبه: هرمزشید
جمعه: ناهیدشید(آدینه)

......واما نام سی روزهر ماه درتقویم ایران باستان و معنای آنها بدینگونه است: 

۱. Ahura-Mazda

 نخستين روز هر ماه روز هرمزد يا اهورامزدا است كه نام ستارۀ مشتري هم هست و اهورا مزدا خداي بزرگ ايرانيان باستان و زرتشتيان است كه خالق زمين و آفريننده امشاسپندان مي‌باشد و در عين قدرت و دانش منبع خير و راستي است.
 گه کند اورمزدت از سر زهد                                    زین جهان سیر و زان جهان ناهار
                                                                                                             «سنایی»
 ۲. Vohumama

بهمن یا «وهمن» روز٬ يكي از امشاسپندان در جهان معنوي و نمايندۀ منش نيك اهورا مزدا است و در جهان مادّي نگهباني چهارپايان سودمند بدو سپرده شده است و ماه يازدهم هر سال شمسی است.
رسم بهمن گیر و در سر تازه کن بهمن جنه            ای درخت ملک بارت عزّ و بیداری سنه
                                                                                                    « منوچهری »

 ۳. Asha-Vaishta

ارديبهشت روز يكي از امشاسپندان در جهان مينوي، نمايندۀ پاكي و تقدّس و در جهان خاكي نگهباني آتش بدو محوّل شده است که ماه دوم شمسي و روز سوم از هر ماه خورشیدی است.
ارديبهشت روز است ای ماه دلستان                  امروز چون بهشت برین است بوستان
                                                                                                    « منوچهری »

همه سـالـه اردیبهشـت هــژیـــر                              نگهبــان تو پــرهُـش و رای و ویــر
                                                                                                 « فردوسی »


۴. Khashatra-Vairya

شهريور روز يكي از ايزدان در جهان مينوي، نماينده فرّ و اقتدار اهورا مزدا و در جهان مادّي پاسبان فلزّات و ماه ششم از سال شمسي است.
به شهریور بهمن از بامداد                                  جهـانــدار داراب را مــام زاد
                                                                                             « فردوسی »

۵. Spenta-Armaita

سپندارمذ  «بردباري و فروتني» يكي از امشاسپندان واسطه بين خالق و مخلوق است «خرد مقدّس  ، اهورا مزدا ، سروش» ماه دوازدهم از سال شمسي است كه امروزه اسفندماه ناميده مي‌شود نگهباني زمين بدو سپرده شده است و ضمناً روز زنان و جشن است.
چو این پند زرتشت را بازگفت                              همانگه سفندارمذ پیش رفت

بدو گفت کای مرد پاکیزه تن                               سخن ها بباید شنیدن زمن

چنین است فرمان داد آفرین                               که  پاکیزه  دارند  روی زمین
                                                                                        « بهرام پژدو »

۶. Ha-Orvatata

خرداد روز يكي از امشاسپندان و مظهر كمال اهورامزدا در اين جهان و در جهان مينوي است و نگهباني آب با اوست و سوّمين ماه از سال شمسي است.
خرداد روز داد نباشد که بامداد                                از لهو و خرّمی نستانی زباده داد
                                                                                   « مسعود سعد سلمان »
۷. Ameretata

امرداد يا مرداد يكي از امشاسپندان و مظهر جاودانگي اهورا مزدا است و درجهان مينوي بخشايش ايزدي و بخشاينده جزاي كارهاي نيكوكاران است که هفتمین روز هر ماه خورشیدی و پنجمين ماه از سال شمسي است.
زخرداد باش از بر و بوم شاد                                 تن چارپایان زمرداد باد
                                                                                         « فردوسی »
 ۸. Datosha 

دي به آذر در اوستا صفت اهورا مزدا است.
۹. Athar

آذر روز ايزد نگهبان آتش نزد ايرانيان باستان است که نهمین روز هر ماه خورشیدی و نهمین ماه از سال شمسي است.
ای خردمند سرو تابان ماه                                   روز آذر می چو آذر خواه
                                                                    « مسعود سعد سلمان »

۱۰. Apen 

آبان روز نام ايزد نگهبان آب در آئين زرتشتي است و ماه هشتم از سال شمسي است.
آب انگور بیارید که آبان ماه است                         وقت منظر شد و وقت نظر خرگاه است
                                                                                                 « منوچهری »

۱۱. Hevare-Khashita

خیر یا خور روز يا خورشيد روز يكي از ايزدان است. که نام روز یازدهم از هر ماه در ایران باستان است و نگهبان خورشید و روز خور است.
تو پاسبان سلیل پری وشت می باش                بسان خور که نگهبان قرص خور باشد
                                                                                                      « خسروانی »
 ۱۲. Maogha 

ماه روز يكي از ايزدان است. نام روز دوازدهم هر ماه می باشد
۱۳. Teshtarya

تير یا «تَشتَر» روز نام فرشتۀ باران و موكّل باران به عقيدۀ پارسيان که ماه چهارم از سال شمسي و نام روز سیزدهم است.
۱۴. گوش روز در آئين زرتشتي ايزد نگهبان چهارپايان است. «روز چهاردهم از هر ماه خورشیدی»
به روز گوش و اسفندارمذ ماه                             به گاه یزدجرد آخر شهنشاه
                                                                                     « زرتشت نامه »
۱۵. Geush

دي به مهر روز آفريدگار، آفريننده حیوانات هستی، در اوستا غالباًٌ صفت اهورا مزدا است. «روز پانزدهم از هر ماه خورشیدی»

۱۶. Mithra

مهر «میثر یا میتر» مهر و محبّت٬ ايزد محافظ عهد و پيمان است و از اين رو فرشته فروغ و روشنائي است. «ماه هفتم از سال شمسي و روز شانزدهم هر ماه خورشیدی»
همان اورمزد و همــان روز مهــر                          بشوید به آب خرد جان و مهر
                                                                                        « فردوسی »
روز مهر و ماه مهر جشن فرّخ مهرگان           مهر بفزای ای نگار ماه چهر مهربان
                                                                            « مسعود سعد سلمان »
۱۷. Sraosha

سروش روز* يكي از ايزدان است كه در روز رستاخيز به امر حساب و ميزان گماشته شده وي بندگان را راه فرمانبرداري مي‌آموزد.
همیشه سروشت به روز سروش                                  نگهبان و افزونتر رای و هـــــوش
                                                                                                      « فردوسی »
*در فرهنگ ایران باستان کسی که می میرد تا سه شب و روز روانش نزد سروش است از این رو بازماندگان مرده برای آرامش روان او در آن سه روز سروش را ستایش می کنند. سروش پیام آور اهورا مزدا به انسان است.
در ادب فارسی سروش آوای هاتف غیبی است.
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی         گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
                                                                                                             « حافظ »
۱۸. Rashnu

روشن يا رشن روز ، در اوستا رَز یشت آمده است به معنی راست و درست و دادگستر. ایزد داد در ایران باستان و از داوران روز پاداش که با مهر و سروش روان ها را داوری می کنند. «روز هیجده ام از ماههای ایرانی»
چو جور سپهر آورد روز رشن                           تو را زندگی باد پدرام و خوش
                                                                                                   «فردوسی»

۱۹. Fravashi

فروردين « فَرَوَشی – فَرَوَهر –نیروی پیشرفت٬ دارای توانمندی بر دیگری است » روز، يكي از ايزدان است و ماه اوّل هر سال خورشیدی است.
جوان باد بخت تو در فرودین                       چو در فرودین ماه روی زمین
                                                                                    « فردوسی »

۲۰. Veretraghna

بهرام یا ورهرام «پیروزی» ایزد نگهبان مسافران است و نام روز بیستم از هر ماه خورشیدی است. (نام فارسی ستاره مرّیخ.)
زبهرام گردون به بهرام روز                                 دلــی را بساز و عدو را بسوز
                                                                                          « فردوسی »

۲۱. Ramar

رام «رامش» به معنا و مفهوم آشتی و آسایش و آرامش٬ رامش وشادی است. روز بيست و يكم از هر ماه خورشیدی است.

تو را روز رام از جهان رام باد                           همان بــــــاد را با تو آرام باد
                                                                                           «فردوسی»
۲۲. Vata 

باد «واد»  نام روز بيست ودوم از هر ماه خورشیدی است.
فلک داد پر آب اورا به باد                                 به هنگام آبان مه و روز باد
                                                                                « بهرام پژدو »

۲۳. Datoshu

دي به دين٬ روز آفريدگار، آفريننده، در اوستا غالباً صفت اهورا مزدا است. نام روز بيست وسوم از هر ماه خورشیدی است.


۲۴. Daena

دين  و وجدان «کیش و قانون» روز يكي از ايزدان در آئين زردشتي، روز بيست و چهارم هر ماه شمسي است.
چو لشکر کشد در جهان دین و اَرد                      حسود تو را درد غم باد وَرد
                                                                                              « فردوسی »

۲۵. (Ashi(Vanghoi

آرد روز ، به معنای توانگر- خواسته است و يكي از ايزدان در جهان مينوي می باشد که پاداش كارهاي نيك و سزاي كردارهاي بد به ياري او خواهد بود و در جهان مادي ، مال وجلال و خوشی دينداران به ياری او تحصيل خواهد شد.


۲۶. Arshtata

اَشتاد ، روز راستي و درستي، نام ايزدي مونت است در دين زردشتي وي راهنماي مينويان و جهانيان است، روز بيست و ششم هر ماه خورشیدی است.
روانت باد ویژه جان و دل شاد                     نگهدارت سروش و رشن و اشتاد
                                                                                          «بهرام پژدو»

۲۷. Asmana  

آسمان٬ روز بيست و هفتم هر ماه خورشیدی است.
آسمان روز ای چو ماه آسمان                      بـاده نوش و دار دل را شــــادمان
                                                                                «مسعود سعد سلمان»
۲۸. Zemu

زامياد «زام ، زمین» ، در آئين زردشتي ، ايزد نگهبان زمين و روز بيست و هشتم هر ماه خورشیدی است.


۲۹. Manthra- Spenta 

مانتره سپند٬اِرد٬کلام مقدّس - گفتارآسمانی٬ روز بيست و نهم هر ماه خورشیدی است.
سرآمد کنون قصّه یزدگرد                          به ماه سپندارمذ روز اِرد
                                                                             « فردوسی »


۳۰. Anaghra- Raocha

انيران روز٬ روشنائي بي پايان، نام ايزدي است در دين زردشتی، مظهر جلال اهورا مزدا روز سـی ام هر ماه خورشیدی است.

***

آراسته کن مجلسی از بلخ تا ارمینیه       آمد خجسته مهرگان، جشن بزرگ خسروان

                                                                                         « منوچهری »


درپایان باسپاس از خوانندگان گرامی که وقت گرانبهاو ارزشمند خویش را با مروری براین مقوله صرف نمودند.

منابع:
اصل ونسب و دین ایرانیان٬ بدیع الزمان رضایی
برداشتی از سایت لطیفه ها و ظرایف ادبی
گردآوری و نگارش٬ بهکام بختیاری
۱۰ مهرماه ۲۵۷۱ سال ایرانی

مهرگانتان پیروز و پاینده ایران 




  













Sep 16, 2012

ریشه سیاست بلوای جهانی تعصبات مذهبی ازکجاست؟


در یک جمعه گرم تابستان ۱۳۰۳؛ ماژورایمبری نایب کنسول آمریکا در ایران که می گویند دلال شرکت نفتی سینکلر هم بود ، وقتی کت و شلوار شیک و اتوکشیده خود را بر تن می کرد، هرگز باور نداشت که همراه داشتن دوربین عکاسی می تواند انگیزه قتل او بدست افراطیون مذهبی شود. ماجرای بلوای سقاخانه آقا شیخ هادی در محله «حسن آباد» تهران و کشته شدن نایب کنسول دولت آمریکا در ۲۷ تیرماه ۱۳۰۳(ژوئن ۱۹۲۴) از

وقایع مهم تاریخ ایران است که منجربه سرنگونی حکومت قاجار گردید.


                                                «رابرت ايمبري» نايب كنسول سفارت آمريكا در تهران
در آن زمان نقل قولها و شایعاتی از سقاخانه آقا شیخ هادی و معجزات آن در بین مردم رواج پیدا کرده بود،که به گوش ماژور هم رسیده بود وآن روز هنگام خروج از خانه دوربین عکاسی خود را برداشت تا از سقاخانه عکسبرداری کند در حالیکه چند روز پیش از آن دولت طی اعلامیه ای خطاب به اروپاییان مقیم ایران ، احتمال وجود خطر جانی برای اتباع بیگانه از سوی افراد متعصب، را هشدار داده بود تا ازحضور در تجمع ها و اماکن عمومی و شلوغ خودداری کنند.اما مرحوم جناب ماژور به این هشدار توجه نکرد و گردش کنان در خیابان پرسه می زد که ناگهان از دور جمعیت زیادی را دید که با لباس های رنگارنگ در حال اجرای نمایش بودند واوبه صرافت ثبت این نمایش اقتاد و به سرعت لنز دوربین را برای تنظیم، سمت جمعیت گرفت که ناگهان مردی ژنده پوش و لاغراندام از میان حاضران بیرون آمد و درحالی که دست هایش را به سمت بالاگرفته بود، فریاد زد: «مردم! این همان شیطان رجیم است- مردی که ۳ چشم دارد- نگاه کنید! این شیطان دو چشم در سر دارد و یک چشم در دست. ای ایرانی ها! کیست که ۳ چشم دارد؟ فقط شیطان است که می تواند ۳ چشم داشته باشد» و فریادکنان خود را روی «ماژورایمبری» انداخت و…
ماجرای کشته شدن کریس استیون سفیر۵۲ ساله ایالات متحده آمریکا در بنغازی لیبی ، صرف نظر از تداعی ماجرای کشته شدن ماژورایمبری در بلوای سقاخانه آشیخ هادی در تهران ، دارای یک وجه اشتراک قابل تعمق بنام تعصب مذهبی است ، انگیزه ای که امروز با گذشت نزدیک به یک قرن مهمترین عامل وقوع ماجرای شبیه بلوای سقاخانه آشیخ هادی تهران دربنغازی لیبی می شود، یکی در ۸۸سال پیش به صرف ثبت یک مراسم مذهبی جان خود را ازدست می دهد و دیگری به صرف تولید فیلم توهین امیزنسبت به پیامبر اسلام ، دچار خشم متعصبین مذهبی می گردد و کشته می شود.
             کریس استیون سفیر۵۲ ساله ایالات متحده آمریکاکه در بنغازی لیبی کشته شد

شاید گزافه ولاف به نظر آید اگر بگوئیم در جهان امروز هنوزهیچ سلاحی موثرتراز تعصب دینی برای تسخیر و تسلط بر یک ملت وجود ندارد اما باید باور کرد چرا که نمونه بارز این ادعا استقرار نظام جمهوری اسلامی است که با تکیه بر تعصب دینی مردم بر گرده ملت ایران نشست وهنوز ازپی ۳۴ سال حکومت ظالمانه ، گروهی آن را نظا م مقدس می خوانند و گروهی هم که از روش زمامداری نظام ولایی گله مند هستند حاضر به تفکیک دین از سیاست نبوده و مدام در پی چاره جویی دراصلاح نظام هستند چرا که بخوبی دریافتند با ترویج و تشویق تعصبات دینی می توان به اریکه قدرت بی سوال تکیه زد و بر دین باوران حکومت کرد.
اما با این همه نمی توان از کاربرد سلاح تعصب دینی توسط زورمندان جهان متمدن نیزغافل بود ، کشورهایی که خود با جدایی دین ازحیطه قدرت به عافیت رسیده اند اما برای پیشبرد و تحقق اهداف خود در کشور های گرفتار در چنبره فقر فرهنگی ، از این سلاح استفاده بهینه می برند که نمونه شناخته شده و انکار ناپذیر آن جزیره ای نه چندان بزرگ در قلب اقیانوسی ارام به نام کشورانگلستان است ، و از قضا منشا وبانی بسیاری ازادیان متعصب نوخاسته جدید در یکی دو قرن اخیرنیزبوده و تا به امروز همچنان بر سیطره خود در سرزمین هایی که حتی از یوغ مستعمره بودن این پیراستعمار، ازاد شده اند ، ادامه می دهد اما به گونه متمدن مابانه تر از گذشته های دورچرا که با تکیه بر تجارب قرن ها استثمارکشور های تحت سلطه خود راه بلد کهنه کاراست تا نگوئید به کدام آیت ونشانه ، نگاه کنید به وفور موسسات و دانشگاه های دین پژوهی مستقر در این کشور تا بدانجا که حتی عالمان خدای جوی از مسلمان تا مسیحیت و کبر برای کسب مدارج عالیه باید در این موسسات دین پژوهی امتحان پس دهند حتی قاریان قرآن و یک نمونه آن ماجرای نابغه قرآن سید محمدحسین طباطبایی است ، کودکی سه چهار ساله قمی که در سال هفتاد نامش بعنوان حافظ کل قران در سراسر جهان اسلام می پیچد و شبکه های مختلف صدا و سیما با پخش برنامه هایی از این نابغه اورا به ایرانیان و جهان معرفی می کنند اما این نابغه جوان قران در آن سال ها به رغم تائید از سوی بزرگترین مراجع تقلید و اساتید علوم قرآنی در مرکز تشیع جهان ، وقتی به لقب استادی قرائت و علوم قرآنی نائل می گردد که در سال ۷۶ به انگلستان می رود چرا که بنا به گفته پدر این نابغه و شرح حالی که از او در ویکیپدیا منتشر گردیده ابتدا در بلاد کفرطی ۳/۵ ساعت در مقابل هیئتی مرکب از هشت استاد در پنج رشته علوم قرآنی امتحان پس می دهد و سپس برای اخذ درجه دکترا در علوم قرآنی به بیرمنگام برده می شود و در نهایت مطابق استانداردهای موجود انگلستان !!به دریافت مدرک دکترای افتخاری نائل می گردد و این خبردر همان سال همچون فرود امدن اولین سفینه در کره ماه بازتاب وسیعی در جهان اسلام می یابد اما هیچ مسلمانی از خود نپرسید چرا انگلستان و نه عربستان و یا دست کم یک کشور مسلمان دیگرآن هم وقتی که آموخته ایم که قران از سوی خدا درمکه بر پیامبر نازل شد واز آن روز به دلیل چنین موهبتی مکه کعبه و اقتدای مسلمین جهان می گردد و نه انگلستان .
و اما کاربرد دیگرتعصب دینی وترویج آن در کشور های به اصطلاح جهان سومی ،آن هم از سوی کشور های ناهی این غیرت مذهبی ، ایجاد گروه های تروریستی و برهم رننده نظم جهانی بنام مذهب است که باز برای نمونه می توان به قائله طالبان و بن لادن اشاره کرد که از سوی ابر قدرت متمدن آمریکا برای مقابله با نفوذ شوروی سابق در کشور های همسایه خود به جهانیان تحمیل شد و از قضا تغیر مسیرانقلاب ۵۷ به سمت سوی انقلاب مذهبی که منجر به جمهوری اسلامی شد هم از سر چنین وحشتی هدایت می شود تا نگوئید چرا و صاحب این قلم را به تیر غیب مبتلا نگردانید تنها یک دلیل از هزاران دلیل این ادعا آزادی آیت الله خمینی از حصر خانگی و خروج بی درد سر ایشان از تبعید گاه عراق که تا یک سال پیش از انقلاب ،حتی اجازه برگذاری نماز جماعت را در اقامتگاه خویش را نداشتند چه رسد که هر روز به مسجد روند و با نطق های اتشین و انقلابی خود ، ملت دین باور ایران را به راه راست امروز هدایت کنند.
الغرض جهانی که امروز از تب و تاب تعصبات مذهبی می نالد و به وحشت افتاده و ایضا ابرقدرتی چون آمریکا که به بهانه حفاظت از جان اتباع خود در همه کشور های اسلامی لشکر مجهز به توپ و تانک و هواپیماهای جنگی گسیل می دارد، همه بهانه ای است برای آغاز جنگ خانمان سوز دیگر که این بار با رمز مقابله با تعصب مذهبی کلید خورده است و بی گمان اولین هدف نیز حمله به جمهوری اسلامی است.
نویسنده: بیژن صف سری٬ نویسنده و روزنامه نگار

Aug 3, 2012

انقلاب مشروطیّت و علل آن وبرگزاری سالگرد جشن آن در۱۴ مرداد



  از زمان صدارت امیر کبیر و گشایش مدرسه دار الفنون، ملت ایران که به مضار دو عهد نامهٔ گلستان و ترکمانچای پی‌ برده بود، به تدریج به حقوق خود آشنا شده از خواب غفلت بیدار گردید. رابطهٔ با اروپا و مغرب زمین و خواندن جراید و کتب خارجی و یا ترجمهٔ آنها مردم ایران را با طرز تفکرّ ملل مغرب زمین آشنا کرد.

انتشار افکار آزاد ی خواهانی چون سیّد جمال الدّین اسد آبادی مشهور به"افغانی" و آقا شیخ هادی نجم آبادی و ملکم خان ناظم الدّوله و ملاحظهٔ جرایدی مانند روزنامهٔ قانون و حبل المتین و اختر که در خارج منتشر میشد، موجبات بیداری مردم ایران را فراهم آورد و موفقیت مردم ایران در لغو قرارداد رژی و ایستادگی در مقابل قدرت ناصر الدّین شاه و امین السّلطان این مسئله را برای آنان روشن ساخت که از طریق وحدت و اتّفاق میتوانند با ظلم و جور جنگیده عدالت را در کشور مستقرّ سازند.

تا ناصر الدّین شاه زنده بود، به علتّ قدرت فراوانی که داشت، ملتّ را جرأت اقدامی بر علیه او نبود. پس از کشته شدن ناصر الدّین شاه حکومت مظفّر الدّین شاه که پادشاهی ضعیف النفس و بیمار بود، به مردم این فرصت را داد که به گرفتن آزادی و احقاق حقّ خود قیام کنند و ستمگرانی چون میرزا علی‌ اصغر خان اتابک و عین الدّوله را از پیش پای خود بردارند و حکومت قانون را که منتخب ارادهٔ ملتّ است در سراسر کشور استقرار بخشند.
نگاره ای از شبکه نشنال جئوگرافی از انقلاب مشروطه 

از این جهت عدّه‌ای پیش افتاده، مردم را به قیام بر علیه استبداد ترغیب کردند. مردم هم به ندای ایشان لًبیک گفته فداکارانه قیام نمودند و با نثار جان و ایثار خون‌های بسیار بالاخره توانستند مشروطیّت و دموکراسی یعنی حکومت مردم بر مردم را بجای حکومت استبدادی که قرنهای دراز ملتّ ایران را در زیر فشار خود رنج میداد برقرار سازند. 
 امروز ۱۰۶ سال از صدورِفرمان مشروطيت وآغاز کاراولين مجلس شورای ملی که در کاخ گلستان گشايش يافت، ميگذرد .
تحصّن در انقلاب مشروطه
تدوين قانون اساسی درابتدابامشكلاتی روبروشد، بدينمعنی كه علمای دينی سعی داشتندقانون رابنفع خودتنظيم كنند. آزاديخواهان واقعی می خواستندقدرت ملیّ راازآن خودسازندودرباريان مايل بودندكه قدرت دروجودشاه متمركزشودو مجلس بصورت يك هيأت مشورتی درآيد. سرانجام آزاديخواهان پيروزشده قانون مزبوررادر ۱ ۵ اصل تنظيم كردند به تصويب و سپس در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ به امضای مظفرالدين شاه رساندندومحمدعلی ميرزاوليعهدنيزكه درآن موقع بسبب كسالت پدرش درتهران ميزيست، به پيروی ازپدرخودآن راامضاكرد. پس ازبازگردانده شدن قانون به مجلس، نمايندگان يكديگررابغل كرده بوسيدندووبرخی ازفرط شادی بگريه افتادندوشهرتهران چراغانی شد.  يکسال پس از آن نيز، مهمترين بخش اصول و قوانين مشروطيت، مشتمل بر۷ ۱۰ اصل، تدوين و بر ۱ ۵  اصل قانون اساسی افزون گرديد و بدينگونه مجلس اول نيز در تاريخ ۱۴ مهر ماه ۱۲۸۵ در تهران گشايش يافت .  اساس مشروطيت تحکيم و حقوقِ ملت تضمين و قوای سه گانۀ مملکتی تفکيک گرديدند، که اين گامها، عواملِ پيشرَوی بسوی ايرانی نوين بود.
 پوشش بین المللی خبرگزاریهای خارجی از انقلاب مشروطه
ما امروزه جشن مشروطه می گيريم. نخست جاي پرسش است كه به گفتۀ جانباختۀ جاويداحمدكسروی چرا روز سيزدهم مرداد راجشن ميگيريم در حاليكه چهاردهم مرداد مرسوم است. در اين باره در سالهاي گذشته آقای احمدكسروی چنين  پاسخ داده‌اند:

(مظفرالدين شاه فرمان مشروطه را در چهاردهم جمادي‌الثّاني ۱۳۲۴ بيرون داد. سال ديگر آزاديخواهان و مجلس شوراي مليّ آنروز را عيد مشروطه شناخته، جشن گرفتند. سالها چنين بود تا هنگاميكه تقويم ايراني ديگر شد و تاريخ شمسي به ميان آمد. در اين هنگام خواستند آن عيد را با تاريخ شمسي حساب كنند و چنين پيداست كه در حساب اشتباه كرده روز چهاردهم مرداد را گرفتند. در حاليكه روز چهاردهم جمادي‌الثاّنی ۱۳۲۴ سيزدهم مرداد ماه ۱۲۸۵ بوده است. چون اين يك كار اشتباهي بوده ما نمي‌خواهيم از آن پيروي كنيم و روز سيزدهم را جشن ميگيريم). 
زنان- مشروطه
برداشتی ازتاريخ ده هزارسالۀ ايران به قلم بديع الزّمان رضائی وسخنرانيهای احمدكسروی بيش ازجانباختنش! 
گردآوری وتهيّه: بهكام بختياری
با پيشكش بهترين شادباشها واطّلاع بيشترهم ميهنان گرامیم برای گراميداشت سالگردجشن مشروطه 
  
سیزدهم مردادماه سال ۲۵۷۱ ايرانی
پاینده ایران 
مبارزان انقلاب مشروطه در سفارت عثمانی